محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

33

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

سلطنت شعار [ مآب ] ، بنابر عروض اضطرار از آن اشّر اشرار ، استعانت از عساكر نصرت شعار نمود . چون منازل مواكب اجلال در ييلاقات عراق بود ، وجه توجه مواكب كواكب مسير به صوب بلاد آذربايجان معطوف و بر حسب اقتضاى « أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ » « 1 » جمعى از امراى اخبار سعادت اسناد با سليمان بيگ ، به اعانت [ و اغاثت ] و امداد مشار اليه ، دفع فساد اهل بغى و الحاد تعيين فرموديم . چون شيخ حيدر خبر از نهضت رايات گردون صولت يافت ، به اين معنى متنبه شد كه اقطار امطار را پيش امواج بحر ذخّار كجا رتبت تعيّن و مقدار ، و ذرّه‌ها با وجود حضرت خورشيد چه مجال ظهور و اظهار . هر آينه انهزام تمام از اعلام اين كلام يافته و روى از جانب دولت تافته و به صوب اضطرار و مقرّ بئس القرار شتافته و به طرف دربند باب الابواب متوجه شده ، دربند تسخير شهر و دربند آن قلعه گشته ؛ چون آن شهر از حفاظ خالى بوده تصرّف كردند و قلعه را محصور فتن شرور خود گردانيده . عساكر نصرت نيز چون املاك آجال متعاقب آن مدبران بىاقبال به نزديكى دربند رسيدند ، بر سبيل ضرورت از موج خيز طوفان قهر نهنگان خونخوار ، رخت حيات خود ، آن جمع بىشكوه به دامن كوه قريب به دربند كشيدند و پشت اعتماد و اعتصام بر حصانت آن كوه آهن كمر به غايت محكم و مستحكم ساخته ، صولت قهرمان شيردلان ميدان مبارزت جهت حرب و ضرب شيخ حيدر ، چون حملهء [ قالع ] باب خيبر ، كوه وقار ، اين اشرار را از جاى برده ، مسلوب الاختيار به طريق اضطرار آن قوم باغى و جمعى طاغى [ كه ] خود دوازده هزار كس مسلّح بودند ، به محاربه عظيمه و مقاتلهء و خيمه تقديم نمودند ؛ مصرع : « وقت ضرورت چو نماند گريز - [ دست بگيرد سر شمشير تيز ] » چنانچه جرأت ايشان در جنگ از ظهرى تا به عصر تنگ واقع شده ، با تمامى كؤس رؤس آن فريق ، جام خون آشام سيوف و صمصام بزم رزم شد و زلال شمشير آبدار ، انجاس وجود خباثت هستى ايشان از صفحهء زندگانى شسته شد و شيخ حيدر در حين جدال و قتال مقتول شد و سفينهء حيات شيخ از تلاطم امواج هلاك به ساحل نجات نرسيد « وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ » . « 2 » چون آن فرقهء ضال و مجمع ضلال ، اعداى شرع نبوى و خصماى طريقهء مرتضوى و خارجيان دين و دولت و باغيان ملك و ملّت بودند ، مژدهء خذلان و نويد قهر ايشان ، اتمّ بشارات اصحاب دين و ملّت ، و اعظم مسرّات اولياى دولت و عموم ساكنان بلاد امن امان و قاطبهء متوطنان امصار عدل و احسان ما بود ، بايد كه ورود اين مژدهء فرخنده انجام موجب مزيد شكر واهب العطيّات و دعاى دولت عدالت آيات گردد . « 3 » * * *

--> ( 1 ) . نمل ، 63 ( 2 ) . شعراء ، 227 ( 3 ) . منشآت فريدون بيك ، ج 1 ، ص 309 - 311 ؛ نوايى ، شاه اسماعيل ، صص 615 - 619